|
مدیریت مبتنی بر عملکرد
مقدمه:
تحقیقات نشان می دهد که سازمانهای سنتی و
سلسله مراتبی که مدیریت بر پایه دیدگاه فرماندهی و کنترل است
تنها 25 دصد تا 30 درصد ظرفیت منابع انسانی بکار گرفته می شود
امروز در زمانه ای زندگی می کنیم که هر سازمانی نتواند سریع تر
، ارزانتر و با کیفیت بالاتر از رقبای جهانی خود تولید کند
از صحنه بازار حذف می گردد . در میدان رقابت پر هیاهو تنها
سازمانهایی ماندگاراست که از تمامی ظرفیت منابع انسانی خود
بهره گیرد و آنان که الگوهای سنتی مدیریت را که مبتنی بر
فرماندهی مدیر و فرمانبری کارکنان است برمی گزیند رفتنی است .
آنچه مدیران امروز به دنبال آن هستند یافتن
راه حل مشکلات کار با استفاده از مدارک و دفاتر و در فاصله
زمانی کوتاهتر است . مدیریت عملکرد را می توان در واقع یک روش
استراتژیک و یکپارچه دانست هم از این جهت که روشی برای مهیا
کردن موقعتی پایدار به منظور عبور عملکرد کارکنان در سازمان می
باشد و هم به واسطه افزایش قابلیتهای مشارکتی فردی و گروهی که
در بین کارکنان ایجاد می نماید .
مدیریت عملکرد با تاثیر مثبت بر عملکرد
سازمان افزایش بهره وری افزایش کار و خدمات و ارتقا سطح
رضایتمندی مشتریان را فراهم می نماید .
الف ) تعریف مدیریت مبتنی بر عملکرد
: Personal
Performance Management
پرداخت سهم افراد پس از انجام کار خواسته
شده از آنان . این مطلب رویدادی است که امروز در متون مدیریتی
و در زیر مجموعه ی ثبت هزینه – اثر بخشی مطرح می باشد .
1 – تغییر دموگرانیک : هرم نسبی جمعیت کشور
نشان دهنده ی جوان بودن جمعیت است که توقعات و خواسته های
ساختار جدید برای پاسخگویی به این نیازها طراحی شود یکی از
ساختارهای مناسب و جدید که پاسخگوی نیازهاست مدیریت میتنی بر
عملکرد است .
2 – توجه به منایع انسانی به عنوان
ارزشمندترین سرمایه سازمان : منایع انسانی مهم ترین سرمایه هر
سازمانی است و توجه به مدیریت بهینه این منابع به خصوص در بخش
دولتی در تمام کشور ها هدف اصلی سازمان می باشد . این منابع در
بخشهای اداری به لحاض ارائه خدماتعمومی از اهمیت بیشتری
برخوردار است لذا با توجه به اینکه افزایش کارآیی اثربخشی و
بهره وری این منبع ممهمترین وظیفه مدیران می باشد به نظر می
رسد که بازنگری مدیریت منابع انسانی بر اساس رویکرد نوین در
بخش دولتی می باشد .
3 – بی انگیزگی کارکنان : مشخص نبودن نقش
کارکنان و عدم تطبیق رشته تحصیلی با نقش افراد در سازمان باعث
کم انگیزگی و عدم کارایی می شود . انگیزه به افراد نیرو می
بخشد و آنها را برای رسیدن به اهداف هدایت می کند و همچنین عدم
وجود مهیارها و شاخص های سنجش شایستگی یکی دیگر از دلایل اساسی
بی انگیزه بودن کارکنان در بخشهای دولتی می باشد .
4 – فقدان عدالت در پرداختها : وجود نظام
روز مزدی در پرداختهای دولت و مشخصنبودن و عدم شفاف سازی و
تعیین استاندارد کار موظف و مازاد بر کارکنان و نیز عدم ارزش
ریالی فعالیتهای روزانه کارکنان درحقیقت محیط تاریک و مبهمی
را برای کارکنان بوجود می آورد ، درنتیجه این روند غلط در
برخورد منابع موجود در سازمان اتلاف منابع و فقر روزافزون
پرسنل را در پی خواهد داشت و متاسفانه این روند غلط به قدری در
سازمانهای ایرانی جا افتاده که گویی طرحی برای گریز از شرایط
فعلی وجود ندارد .
5 – بی برنامگی : جهت دار نبودن فعالیتهای
کارکنان و عدم پاسخگویی آنها در مقابل اختصاص سهم عمده ای از
هزینه ها ی سازمان به هزینه های پرسنلی که منجربه بهره وری
پائین آنها در مقابل اختصاص سهم بالای اعتبارات سازمانی است ،
از دلایل دیگر ضرورت مدیریت مبتنی بر عملکرد است .
ب ) نتایج مدیریت مبتنی بر عملکرد :
-
مدیریت مبتنیبر عملکرد با استفاده از
رویکرد سازمان یافته هم اجزا تشکیلات را برای اهداف سازمان
متمرکز می کند .
-
گزارش دهی را مناسب می کند.
-
پرداخت را مبتنی بر عدالت می کند .
-
انگیزه و شادابی کارکنان را افزایش می
دهد .
-
مشارکت فکری کارکنان را جلب می کند.
-
شایسته سالاری را رونق می دهی.
-
با تقسیم کار کیفیت را بهبود می بخشد و
باعث کاهش هزینه و افزایش درآمد سازمان می شود.
|