-
بعضي كاركنان ـ با وجود آنچه كه سازمان در زمينه گزينش،
اجتماعي كردن، طراحي
شغل، معيارهاي عملكرد و رويه هاي پاداش به عمل مي آورد ـ براي مديريت
سازمان
مشكلاتي پديد مي آورند. مواردي چون تأخير ورود مكرر، غيبت فراوان،
مشاجره با
همكاران، نافرماني در برابر سرپرستان، بي توجهي به مقررات و رفتارهاي
ديگري از اين
دست؛ باعث مي شود كه نظم و انضباط فردي و سازماني زير سؤال برود.
-
واژة انضباط به وضعي در سازمان اطلاق مي شود كه در آن
كاركنان بر پايه مقررات و
استانداردهاي رفتار مقبول عمل كنند. هنگامي كه كاركنان از آنچه كه از
آن ها انتظار
مي رود آگاه باشند ـ با فرض اين كه اين استانداردها و مقررات را منطقي
بدانند ـ
درصدد برآوردن انتظارات سازمان بر خواهند آمد. ولي همه كاركنان مسؤليت
منضبط بودن
را نمي پذيرند و مفاهيم انگيزشي كه به طور معمول در سازمان ها به كار
گرفته مي شود،
براي ايجاد رفتار مسؤلانه در برخي از آنان بسنده نيست. در واقع اين
دسته از كاركنان
تا اندازه اي به آن نوع از اقدام هاي انضباطي نياز دارند كه همگان آن
را تنبيه مي
دانند.
-
موارد بسياري را مي توان نام برد كه به اعتقاد مديران
نياز به اقدام انضباطي
دارد. بدون ترديد يكي از مسائل جدي كه مديران با آن مواجهند، حضور
نامرتب افراد در
محل كار است كه ارتباطي مستقيم با بهره وري دارد. علت اين امر مي تواند
ريشه در
بسياري از مسائل داشته باشد؛ نخست آن كه بسياري از سازمان ها در همسو
كردن هدف هاي
كاركنان با اهداف سازمان كامياب نبوده اند. اگر افراد نتوانند خودشان
را با كار و
سازمان ربط دهند، حضور مؤثرشان در محيط كار كاهش مي يابد. دليل ديگر
اين امر شايد
تغيير نگرشي در مورد اشتغال باشد؛ كار دلبستگي مهم زندگي بسياري از
افراد به شمار
نمي آيد، از اين رو حضور به موقع و منسجم در محل كار براي آنان در درجة
اول اهميت
قرار ندارد. همچنين مقررات دولتي و قدرت اتحاديه ها نيز تا حد زيادي از
اختيارات
مديريت سازمان ها كاسته است و متأسفانه كاركنان ممكن است به سوء
استفاده از اين
موقعيت گرايش داشته باشند.
-
دسته دوم مسائل انضباطي را رفتارهاي فرد در محل كار
تشكيل مي دهد. برخي از اين
رفتارها عبارتند از نافرماني، رعايت نكردن اصول اخلاقي و بعضاً شوخي
هاي بيجا، نزاع
و مشاجره، رعايت نكردن اصول ايمني، و … كه اكثر آن ها نقض مستقيم
مقررات سازمان
است.
-
در نهايت يكي ديگر از مواردي كه برخورد جدي انضباطي را
مي طلبد نادرستي كاركنان
است. نادرستي كاركنان گرچه براي مديران مسأله بزرگي به شمار نمي رود
اما بنا به
سنت، شديدترين اقدام هاي انضباطي درمورد آن اعمال مي شود.
-
نتايج يك پژوهش مبين اين مسأله بود كه 90% سازمان هاي
مورد بررسي، كاركنان را به
دليل سرقت اخراج مي كنند حتي اگر اين سرقت براي نخستين بار باشد. اين
يافته ها
نشانگر هنجارهاي فرهنگي پر قدرتي است كه در برخي كشورها در برابر
نادرستي وجود
دارد. ارتكاب يك عمل نادرست بيش از هررفتاري بازتاب شخصيت فرد است.
افزون براين ـ
درست يا غلط ـ فرض بر اين است كه وقتي كارمندي يك بار دروغ گفت يا دست
به سرقت زد و
يا رشوه گرفت، ديگر نمي توان به او اعتماد كرد.
-
تمامي اين موارد نشان مي دهد كه دامنة مسائلي كه مستلزم
اقدام انضباطي است، وسيع
است اما نكته مهم اين است كه بدانيم تخلفات از لحاظ ميزان شدت با هم
تفاوت دارند و
ديگر اين كه بايد عوامل اثر گذار بر هر اقدام انضباطي منصفانه و مبتني
بر مساوات را
بشناسيم تا بتوانيم شاهد برقراري انضباط و ساماندهي در سازمان خود
باشيم.
-
در خاتمه اين نوشتار رهنمودهاي كلي براي اداره امور
ارائه شده است كه مي توان
ضمن لحاظ نمودن و رعايت توالي اقدام هاي انضباطي، اين موارد را نيز مد
نظر داشت.